به فاضلاب صنایع
زباله و پسماند
کمر به ذلت آب و
زمین خود بستیم

به هیچ چاه عمیقُ رود و دریاچه
نداده ایم امان و
چشم خود بستیم

هوای پاک دهاتم
برفته است از یاد
از این هوای مه آلود و پر ز بو ، خستیم

زباله های کثیف ِ
رادیو اکتیو
به جنگ عمق حیاتند و
ما چه بد مستیم

سموم ضد حیات و
فریب نوترکیب
بسا که نظم وجودی
بدین نمط شُستیم

فغان ز این همه بطری و
ظروف بد مصرف*!
به صبح وشام، مشمّا و نایلونی دستیم

بشر رفاه طلب کرد و
کبرو خودستایی کرد
بسا ز قید محیط و
هم خدا، رستیم

* منظور ظروف یکبارمصرف است!